عبد الحي حبيبى

625

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

شاهانيكه مقارن ظهور اسلام در افغانستان حكم ميراندند برمىآيد ، كه اين مردم در لباس و تزيين و استعمال گوشواره‌ها و حمايل‌هاى گوهرين و زرين و بازوبند و آويختن نگين‌هاى گرانبها بر سينه و دوش و نهادن مجسمه‌هاى گاو مقدس يا كرهء طلايى يا دو سه ماه و ستاره بر فرق تاج شاهى ، شباهت تامى با شاهان شرقى و غربى مملكت خود داشته‌اند . در نزد ساسانيان ، لباس خراسانى امتياز خاصى داشت و گويند كه اردشير در جنگ با كرم در دژ كلال ، جامهء خراسانى پوشيد ، « 1 » كه از البسهء مردم عراق و پارس متمايز بود . در دورهء اسلامى مهم‌ترين رنگ لباس همان بود كه بو مسلم در اواخر عهد امويان در خراسان رواج داد . وى مانند شيدوس كه نسبش به او ميرسيد سياه پوشيدنى اختيار كرد ، زيرا مطابق روايات باستانى چون شيدوس به كشتن سياوش ميرفت ، لباس سياه پوشيده بود . « 2 » بلعمى گويد : بو مسلم ياران خود را بفرمود تا سياه بپوشيدند ، و نامه نوشت بشهرهاى خراسان كه جامه‌هاى سياه بپوشند . مردمان نسا و باورد و مرو الرود و طالقان همه جامه‌ها سياه كردند بفرمان ابو مسلم . مداينى گويد : كه جامه از براى آن سياه پوشيدند ، كه در عزاى على بودند و پسرش يحيى . و خبر درست اندرين باب آنست كه بنى اميه جامه‌هاى سبز پوشيدند و رايت سبز داشتند . ابو مسلم خواست كه اين رسم بگرداند . پس به خانه غلامى بفرستاد كه از هر رنگ جامه بپوشيد و عمامه بسر بست . آخر سياه پوشيد و عمامهء سياه بربست ، و ابو مسلم گفت : هيچ رنگ با هيبت‌تر از سياه نيست . « 3 » بهر صورت بو مسلم در خراسان ، رنگ سياه جامه را رواج داد ، و روزيكه در سپيدنگ لواى خود را برافراخت ( 25 رمضان 129 ه 746 م ) سياه بود ، و او و يارانش لباس سياه پوشيده بودند . « 4 » و همين لباس سياه بود ، كه در دربار عباسيان هم سمت

--> ( 1 ) - كارنامه اردشير بابكان 29 ترجمه فارسى طبع تهران 1329 ش ( 2 ) - مجمل التواريخ و القصص 315 ( 3 ) - ترجمه طبرى از بلعمى 4 / 733 ( 4 ) - طبرى 6 / 25